
در حال بارگزاری...

در حال بارگزاری...


نویسنده
میچی ان جی
مترجم
حورا شایسته کیا
ویراستار
نوید پدرام
طراح جلد
الهام مکاری نژاد
نوع کاغذ
بالکی
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد صفحات
54
نوبت چاپ
2
تابه حال آن لحظات نادر زندگی را تجربه کردهاید که بالاخره بعد از مدتها دست و پا زدن، حس میکنید به سطح آب رسیدهاید و برای اولین بار به همه چیز از بالا نگاه میکنید؟ همان لحظات طلایی که به اطرافتان نگاه میکنید و با خود فکر میکنید: عجب، چقدر عجیب! من تازه فهمیدم باید چیکار کنم.
اما چرا عمر این لحظات نادر اینقدر کوتاه است.
کتاب روان درمانی: ماجراهای یک بالغ کم لیاقت - جلد چهارم، اثری به قلم میچی ان جی، از طنزپردازان و نویسندگانِ کتابهای کمیک است. او در آثار خود به زبانی آمیخته با طنز از چالشهای یک فرد بزرگسال نظیر اضطراب، خشم، دوستی و مراجعه به رواندرمانگر برای درمان و... سخن گفته است. میچی در سال 2021 برای ماجراهای یک بالغ کملیاقت، نامزد دریافت جایزهی گودریدز برای بهترین کتاب طنز شد.
میچی ان جی (Meichi Ng) در روان درمانی (therapy)، چهارمین بخش از کتابِ ماجراهای یک بالغ کم لیاقت (Barely Functional Adult)، مخاطبِ خود را با فرد بالغی آشنا میکند که در گیرودار مراجعه به رواندرمانگر برای حل مشکلاتش قرار دارد. این کتاب برای اولینبار در سال 2020 به انتشار رسید. سبکی که او برای خلق این داستانهای کوتاه از آن استفاده کرده است مشابهِ سبک و سیاقِ کمیکهایی است که در صفحهی اینستاگرامش منتشر میکند. میچی در این داستانهای کوتاه خود، با جملاتی ساده و بیانی هنرمندانه، بهمثابه آینهای، حال و روز مخاطبِ بالغ امروزی را برای خودش بازتاب میدهد که در عین حالی که کمی آزاردهنده و غمانگیز است، میتواند لبخندی را روی لبهای او بیاورد. میچی ان جی در این روایات از سندروم فریبکاری میگوید و همینطور از عشقهای نخستین، رها کردنها، دوستیها، رواندرمان و... آثار او خندهدار، صادقانه، صریح و برنده هستند. بالغ کملیاقت میتوانیم هر کدام از ما باشیم، همهی ماهایی که جرأت و جسارت بر زبان آوردن آنچه که فکر میکنیم را نداریم، همهی ما که در اضطرابها، عصبانیتها، درامهای بیثمر و لذات کوچک و بزرگ غرق شدهایم. میچی ما را در بهترین و بدترین وضعیتِ ممکن به تصویر کشیده است و کاری کرده تا همزمان از خطاپذیری خود بخندیم و گریه کنیم.
از جمله مطالب جالبتوجهی که در صوتی روان درمانی میتوان یافت، درک عمیق و صحیحِ میچی ان جی از سختیهای برقراری ارتباط و برداشتنِ گامهای اولیه در مبحث رواندرمانی برای بزرگسالان است. او دربارهی اولین جلسهی رواندرمانی چنین گفته است که: «درمانگرم بهوضوح از من میخواست تا صحبت کنم. به همین خاطر لبخندی گشاده و سکوتی رسا تحویلش دادم به این معنی که من قرار نیست به شما حتی یک جمله هم بگویم!» میچی در ادامه میگوید که هرچند رواندرمانی، نتوانست در نهایت تمام مشکلاتِ او را حل کند اما باعث شد تا بتواند آثار آسیبهایی که بر وی وارد آمده است را بهروشنی درک کرده و از آنها آگاه شود و شاید همین امر، نکتهی اصلی رواندرمانی باشد؛ اینکه بدانیم و درک کنیم که هر یک از ما به شکلی خاص و ویژهی خود، شکست خوردهایم و زخم برداشتهایم. پذیرش این امر ما را یاری میکند تا خودمان و دیگران را بهتر درک کرده و در تعامل و تعادل بهتری با خود و جهان اطراف زندگی کنیم.
به تمام بزرگسالانی که از داستانهای کوتاه طنزآمیز لذت میبرند، خواندن کتاب روان درمانی را پیشنهاد میکنیم.
موضوع این است که حتماً دلیلی وجود داشته که من توانستهام این همه سال، تظاهر کنم که یک بالغ بالیاقت هستم در حالی که شاید از درون یقیناً بههمریخته بودم. من یک مجموعه داشتم؛ مجموعهای از شیشههای مربا. و دوستم را به انبار این شیشههای مربا بردم.
- اینجا همون جاییه که شیشه مرباهام رو نگه میدارم.
- وای، توی این شیشه مرباها چی ریختی؟
- هربار مشکلی پیش میاد که احساساتم رو خدشهدار میکنه و من نمیخوام باهاش سروکله بزنم، میگذارمش توی یکی از این شیشههای مربا. درش رو میبندم و دیگه هیچوقت بازش نمیکنم.
- خب، قطعاً این شیوهی سالمی برای مقابله با مشکلات نیست.
- هیس، ساکت!
- میخوای کمکت کنم که شیشه مرباها رو جمع کنی تا بتونی ببریشون پیشِ رواندرمانگرت؟
- نه، خودم جمعشون میکنم.
هرچه بیشتر فکر میکردم، بیشتر به این نکته پی میبردم که این قضیهی مزخرف رواندرمانی، کلاً ایدهی وحشتناکیست. چرا من به سراغ رواندرمانی رفتم؟ چرا قبول کردم که عمیقترین و تاریکترین افکار و رازهایم را در یک اتاق با یک غریبه به اشتراک بگذارم؟ سمفونی پشیمانی، کمکم داشت سازهایش را در مغزم کوک میکرد؛ همان سمفونی آشنایی که وقتی دعوت به یک مهمانی را قبول میکنی و شبِ قبل از مهمانی و وقتی متوجه میشوی که از همهی آدمها و مهمانیها متنفری، در ذهنات پخش میشود.